رسول خدا (ص) فرمود : هر كس در كتابي يا نوشته اي بر من صلوات بنويسد تا زماني كه نام من در آن كتاب هست فرشتگان پيوسته براي او از درگاه حق طلب آمرزش مي كنند.
منبع:صلوات مشكل گشاي نيازمندان
نويسنده:معصومه عليزاده
مطلب بعدي كه در وبلاگ قرار مي گيرد:
عذاب ابن زياد در برزخ
نوشته شده توسط دلداده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 ساعت 9:1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
رسول خدا(ص) میفرمود:مردی از امت خودم را دیدم که از صراط میگذشت و هر لحظه میلرزید و در هر قدم میلرزید پس دیدم که بر من صلوات فرستاده است.پس پیامبر دست او را گرفت و به سلامت از صراط گذرانید.
از امام صادق(ع) نقل است:در ترازوی اعمال در قیامت چیزی سنگینتر از صلوات بر محمد و آل محمد نیست.اگر مردی باشد که اعمالش را در میزان بگذارند که کفه حسنات او از کفه گناهان او سبک تر باشد پس صلوات او را میآورند و در کفه حسنات او میگذارند و آن کفه از کفه گناهان سنگین تر شود.
منبع:کتاب صلوات مشكل گشاي نيازمندان
مولف:معصومه علیزاده
مطلب بعدی که در وبلاگ قرار میگیرد:
پاداش نوشتن صلوات در كتاب
نوشته شده توسط دلداده در پنجشنبه دوم آبان 1387 ساعت 7:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
پیامبر(ص) به همراه زید بن حارث از مکه به سوی بازار عکاظ روانه شدند تا مردم را به اسلام دعوت کنند ولی کسی دعوت پیامبر را نپذیرفت و به ناچار پیامبر (ص) به مکه برگشتند. در راه برگشت در نیمه شب به مکانی رسیدند که به آنجا "وادی مجنه" میگفتند،پیامبر(ص) شروع به خواندن قرآن نمودند،در این هنگام،طایفه ای از جن که از آن بیابان میگذشتند وقتی صدای قرائت پیامبر (ص) را شنیدند،به آن گوش فرا دادند.وقتی قرائت پیامبر(ص) به پایان رسید،آن گروه از جن به میان طائفه خود بازگشتند و به قوم خود چنین گفتند:"ما آیات کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده که به سوی حقیقت و راه راست هدایت میکند،پس دعوت خداوند را اطاعت کنید و به خداوند ایمان بیاورید." سپس آن طائفه از جن به خدمت رسول خدا (ص) رسیدند و ایمان آوردند و بعد از نیز هر روز به خدمت رسول خدا (ص) می آمدند و احکام اسلام را از پیامبر (ص) می آموختند.
منبع:کتاب داستانهای شگفت انگیز از جن و ابلیس
نویسنده:محمد صفری
مطلب بعدی که در وبلاگ قرار میگیرد:
صلوات و پل صراط
نوشته شده توسط دلداده در چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت 8:37 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
«چهل حديث» از اميرالمؤمنين علي (ع) استخراج حديث و كلمات قصار در بين روايات منقول از ائمه معصومين عليهم السلام در قالبهاي مختلفي صورت ميگيرد كه يكي از آنها سنت چهل حديث است. علي عليهالسلام فرمود: دو گروه به خاطر من هلاك شدند؛ دوستى كه اندازه نگاه نداشت و دشمنى كه بغض ـ مرا ـ در دل كاشت.
مطلب بعدی که در وبلاگ قرار می گیرد:
اسلام جن ها
نوشته شده توسط دلداده در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 11:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از رسول اکرم(ص) نقل است روایت شده که فرمود:شراب خوار در روز قیامت در حالی که رویش سیاه و چشمانش کبود و گوشه ی دهانش مایل و کج و آب از دهانش جاری است و زبانش از قفا بیرون کشیده باشد محشور است. و در علم یقین محدث فیض آمده است که روایت شده شراب خوار روز قیامت در حالی که کوزه ای بر گردنش آویزان است و قدحی در دستش درد و بویش از هر مرداری که بر زمین است گندتر است محشور میشود و هر کس از خلائق بر او میگذرد او را لعنت میکند.
منبع:کتاب عذابهای قبر
نویسنده:محمدحسین محمدی
مطلب بعدی که در وبلاگ قرار میگیرد:
چهل حدیث از امیرالمومنین علی (ع)
نوشته شده توسط دلداده در سه شنبه دوم مهر 1387 ساعت 10:29 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
در پاسخ این سوال باید گفت که:اولا":ما باید ملاحظه کنیم که وظیفه ی ما در این عصر و زمان چیست و برای رسیدن به کمالی که هدف از خلقت ما قرار گرفته چه باید بکنیم؟وظیفه ی ما جز عمل به دستورات و وظایفی که از ناحیه ی امامان معصوم به ما ابلاغ شده و رسیده چیز دیگری نیست.اگر چه مجرد ملاقات حضوری خود نیز تشرفی خاص است.ثانیا":منشاء محرومیت از ملاقات حضرت(عج) و غیبت ایشان خود ما بوده ایم.و خود ما نیز میتوانیم با برداشتن موانع ظهور در رفع این محرومیت ها سهیم باشیم.ثالثا":برای هر امتی در هر عصر و زمانی یک نوع امتحان است و مسئله ی غیبت امام زمان(عج) در این دوره برای جامعه ی شیعی یک نوع امتحان بزرگ محسوب میشود.رابعا":کسی نگفته ما نمیتوانیم خدمت آقا امام زمان(عج) مشرف شویم. این امر برای هر کس مقدور است ولی مقداری سنخیت لازم دارد.باید غبار و زنگار را از چشم و دل زدود تا قابلیت لقای امام زمان(عج) را پیدا کرد. به طور کلی احتیاج به دویدن نیست بلکه اگر خود را اصلاح کنیم آن حضرت خود به دیدارمان خواهد آمد.
منبع:کتاب موعود شناسی و پاسخ به شبهات
مطلب بعدی که در وبلاگ قرار میگیرد:
عذاب قبر و عاقبت شراب خوار
نوشته شده توسط دلداده در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 10:41 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
"قابیل"یکی از فرزندانحضرت آدم (ع) و اولین قاتل روی زمین است.او دربرابر گناهانی که انجام داده است هم در برزخ و هم در قیامت عذاب میشود در اینجا یکی از عذابهای برزخی اورا بیان میکنیم:
وارد شده است:روزی مردی وارد مجلس حضرت خاتم الانبیاء شد و اظهار وحشت کرد که چیز عجیبی دیده ام.حضرت فرمود:چه دیده ای؟عرض کرد:زنم سخت مریض شد.گفتند:اگر از چاهی که در "برهوت" است آب بیاوری و او استفاده کند خوب میشود.(بعضی امراض جلدی با آب معدنی معالجه میشوند وآن چاهی هم که در آنجا بوده آب معدنی داشته است).با خودم مشک و قدحی برداشتم که از قدح آب در مشک بریزم.در آن سرزمین رفتم.صحرای وحشتناکی رادیدم.با اینکه خیلی ترسیدم ولی مقاومت کردم و برای آوردن آب در جستجوی چاه بودم.ناگهان از سمت بالا چیزی مانند زنجیر صدا کرد و پایین آمد.وقتی توجه کردم دیدم شخصی میگوید:مرا سیراب کن که هلاک شدم.وقتی سر خود را بلند کردم که قدح آب را به او دهم دیدم مردی است که زنجیر به گردن او بسته است.وقتی خواستم آبش دهم او را به طرف بالا تا نزدیک خورشید کشاندند.دو مرتبه خواستم مشک را آب کنم دیدم پایین آمد و اظهار عطش کرد.خواستم ظرف آبی به اودهم باز او را به طرف بالا کشیدند وتا نزدیک خورشید بردند.باز پایین آمد و آب خواست.هنوز آب را به او نداده بودم که مرتبه ی سوم هم اورا به طرف آسمان کشیدند.از این قضیه ترسیدم و بعد از آن سر مشک را بستم و به او آب ندادم.اکنون خدمت شما آمده ام تا ببینم آن مرد چه کسی بوده است و داستان او چیست؟حضرت رسول فرمود:آن بدبخت "قابیل" بود که برادرش "هابیل" را (به جهت زن یا خلافت و جانشینی)کشت و او تا روز قیامت همین جا و به همین طریق در عذاب است تا در آخرت به جهنم و عذاب دائمی خود برسد.
منبع:کتاب کیفر و عذاب گناهکاران-نویسنده:نادر مرادیپینوندی
مطلب بعدی که در وبلاگ قرار میگیرد:
چرا ما نمیتوانیم محضر امام زمان(عج) برسیم؟
نوشته شده توسط دلداده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 ساعت 10:43 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از یکی از مشایخ حکایت کرده اند که گفت:شبی در اصفهان در زاویه ی یکی از فقرا ماندم و چون نصف شب شد از خواب بیدار شدم و بوی خوشی به مشامم رسید که هرگز از آن خوشتر استشمام نکرده بودم.برخاستم در تجسس آن برآمدم که آن بوی از کجاست.به هر طرفکه رفتم نیافتم.در آخر دیدم که آن بوی داخل آن زاویه است.چون نگاه کردم فقیری را دیدم که در کنج زاویه زمزمه میکند و چون گوش کردم شنیدم که صلوات میفرستد و آن رایحه ی جان افزا از دهان او میوزید.
منبع:کتاب "صلوات" نویسنده:معصومه علیزاده.
مطلب بعدی که در وبلاگ قرار میگیرد:
داستان عذاب برزخی "قابیل"
نوشته شده توسط دلداده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 ساعت 11:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
چشم مومن ز انتظارت کور شد
عالم از ظلم و گنه بی نور شد
رخ عیان فرما دگر هجران بس است
گلشن دشمن همه خار و خس است
گشته مومن هر دو چشمش اشک خون
ظلم و استکبارشده از حد فزون
مومنان پامال ظلم ظالمان
العجل مولا امام مهربان
واعظا بین قد مومن گشته خم
خون چکان گردیده از نیش قلم
نوشته شده توسط دلداده در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 10:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
قال رسول الله:
من انکر القائم من ولدی فقد انکرنی
هر کس منکر قائم از فرزندانم شود مرا انکار کرده است.
(کمال الدین ج ۲ ص۴۱۶)
نوشته شده توسط دلداده در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 10:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

اگر از مطالب این وبلاگ راضی بودید ما را هم دعا کنید...
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY